پرستار امروز

بانک و مرجع مقالات فارسی

نگرش جامعه شناختی به اعتیاد به عنوان یک انحراف اجتماعی
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳ 

نگرش جامعه شناختی به اعتیاد به عنوان یک انحراف اجتماعی

اعتیاد- پرستار امروز

 مقدمه

انحراف اجتماعی یکی از مهمترین مسائل و مشکلات اجتماعی جوامع گوناگون در دنیای امروز محسوب می‌شود. جوامع بشری در طول زمان و به خصوص در قرن حاضر از انواع آسیب‌های اجتماعی در رنج بوده و همیشه اندیشمندان در جستجوی علل و عوارض آن و راه حل‌هایی برای رهایی جامعه از این مسائل بوده‌اند تحقیقات فراوانی جهت بررسی عوامل مؤثر بر انحرافات اجتماعی انجام شده است. از دیدگاه جامعه شناختی کسی از مادر منحرف و کج‌رو متولد نمی‌شود بلکه انحراف تحت شرایط خاص اجتماعی به وجود می‌آید. انسان همواره تحت تأثیر نهادهایی مانند خانواده، آموزش و پرورش، دین، اقتصاد، سیاست و نهادهای فرعی دیگر جامعه خویش قرار دارد. به همین دلیل چگونگی رفتار و شخصیت افراد به چگونگی ساختار این نهادها و محیط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی او بستگی دارد. به عبارت دیگر اگر عوامل اجتماعی شدن فرد یعنی والدین، خانواده، محیط، اطرافیان، مدرسه، دوستان و وسایل ارتباط جمعی طوری سازمان یافته باشند که در هویت یابی و همانند سازی وی به او کمک کنند، مسائل و مشکلات حاد ایجاد و آشکار نخواهد شد ولی اگر این عوامل به گونه‌ای دیگر شرایط بحرانی ایجاد نمایند فرد به سوی بزهکاری و انحراف اجتماعی سوق داده خواهد شد. جامعه شناسان این واقعیت را پذیرفته‌اند که انحراف اجتماعی یک مسأله اجتماعی است و به حفظ و پیشبرد اهداف بنیادی جامعه لطمه وارد می‌کند و نظم اجتماعی را تهدید می‌کند. اگر جامعه را به ارگانیسم و سازمان بدنی انسان تشبیه کنیم، مسائل اجتماعی به مثابه بیماری‌های آن جامعه محسوب می‌شوند و همان طوری که بیماری‌های جسمی قابل شناخت و علاج هستند بیماری‌های اجتماعی نیز قابل تشخیص و درمان هستند که بدین منظور می‌بایست علاوه بر شناسایی فرد منحرف و درمان سریع او، انحراف اجتماعی را ریشه‌یابی کرد و در صدد پیشگیری و از میان بردن عوامل ایجاد کننده آن بود.

 

 جهت مطالعه متن کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


اعتیاد به عنوان یک مشکل اجتماعی و علل آن

جامعه‌شناسان معتقدند هر اجتماع بر اساس موازین خود دارای حرکتی طبیعی است که پیوند اجتماعی مردم را برای ادامه زندگی حفظ می‌کند. اگر عملی رخ دهد و این پیوند را بر هم زند و مشکل برای حرکت طبیعی جامعه ایجاد کند آن عمل را یک مسأله اجتماعی می‌گویند. به بیان دیگر مسائل اجتماعی عبارت از شرایط و مواردی است که جامعه آنها را خطری برای راه و رسم زندگی و یا راحتی خود می‌داند بنا بر تعریف فوق اعتیاد یک مسأله اجتماعی محسوب می شود.

علل اعتیاد: پدیده های اجتماعی بر خلاف پدیده‌های طبیعی از پیچیدگی خاصی برخوردار هستند بنابراین در تبیین آن می‌بایست شبکه‌‌ای از علل و عوامل را در نظر گرفت. لذا مطالعه پیرامون مسأله اعتیاد، مطالعه‌ای میان رشته‌های مختلف است بدین معنی که برای تبیین آن از دیدگاه‌های مختلف زیست‌شناختی. روانشناختی، جامعه‌شناختی و حقوقی باید سود جست.

در توضیح کج‌روی‌های اجتماعی و توجه به پیچیدگی آن سه نظریه عمده وجود دارد که عبارتند از:

1. نظریه زیست شناختی

2. نظریه روان شناختی

3.نظریه جامعه شناختی

 

نظریه زیست شناختی: اندیشمندان رویکرد زیست شناختی معتقدند که انحراف به طور مثبت با عوامل چون نقص جسمانی و الگوهای کروموزومی در ارتباط است.

نظریه روان شناختی: از این دیدگاه کج‌روی و انحراف یک نوع اختلال رفتاری تلقی شده و ناشی از خصوصیات فردی می‌باشد. بسیاری از روانشناسان انحراف را بر اساس نقص شخصیت تبیین می‌کنند به این معنا که برخی از انواع شخصیت‌ها گرایش بیشتری به انحراف و اعتیاد دارند. این دیدگاه تأکید زیادی بر تجربه های ناهنجار فرد به خصوص در دوران کودکی داشته و آن را عامل مهمی در پیدایش کاستی‌های شخصیتی اختلال رفتار و انحراف محسوب می نماید. فروید در تبیین رفتار به چگونگی شکل گیری شخصیت پرداخته و معتقد است کج‌روی و جرائم افراد به شرایط روانی و وضعیت شخصیتی آن‌ها مرتبط است.

نظریه جامعه شناختی: هدف اصلی جامعه شناسی از مطالعه و بررسی مسائل اجتماعی بیان جنبه های غم‌انگیز و ناراحت کننده موضوع نیست بلکه هدف آن نمایان نمودن علل این مشکلات می‌باشند. جامعه شناسان برای فهم علل انحرافات به عوامل اجتماعی و فرهنگی شکل دهنده رفتار انسان توجه دارند و در تبیین‌های جامعه شناختی خود به ساختار اجتماعی و الگوهای کنش متقابل فرد و دیگر اعضای جامعه تکیه می‌کنند. در ذیل برخی از عمده‌ترین تئوری‌های جامعه شناسی انحراف مطرح می‌گردد.

 

نظریه بی هنجاری‌های دورکیم

جرم یک پدیده عادی اجتماعی است که در هر اجتماعی وجود دارد و جامعه‌ای نیست که در آن هیچ نوعی بزه رخ ندهد. او معتقد است فشارهای اجتماعی نقش اساسی در مشکلات رفتاری دارند. دورکیم تغییرات ناشی از قطع ارتباطات عاطفی و انسانی و گسترش شهرها در جامعه امروز را از عوامل مهم از هم‌گسیختگی و عدم شناخت افراد از یکدیگر می‌داند که باعث به خطر افتادن سلامت روانی می‌گردد. دورکیم بیان می‌کند که ضعیف بودن هنجارهای اجتماعی منجر به کج‌روی می‌گردد.       

 

نظریه انحراف اجتماعی مرتن

به نظر مرتن دو دسته عوامل فرهنگ- نظام اجتماعی و کارکرد نظام اجتماعی در رفتار انحرافی افراد نقش دارند. اگر نهادهایی که وظیفه انتقال فرهنگ را به عهده دارند خوب عمل نکنند، افراد اهداف را نخواهند پذیرفت و هنجارهای مشروع را به خوبی تشخیص نخواهند داد و این فرآیند منجر به انحراف می‌گردد. افراد در طی فرآیند اجتماعی شدن می‌آموزند که چگونه اهداف فرهنگی مهم را بشناسند و آن‌هایی که مورد تأیید است را برای رسیدن به اهداف برگزینند. هم‌چنین در این راه وسایل غیر مشروع برای ایجاد انحراف نقش اساسی دارد.

 

نظریه برچسب انحراف لمرت

در این نظریه عامل کج‌روی بیشتر، قانون‌گذاران هستند تا این‌که قانون‌شکنان باشند. جرم یک رفتار به خصوص نیست بلکه عدم انطباق رفتار با قانون است. به نظر لمرت رفتار انحرافی مغایر قانون است و با آن انطباقی ندارد و در نگاه اول مردم،  ناپسند بوده و درجات عکس العمل مردم با آن متفاوت است. اما هنگامی که این اعمال کوچک شمارده شوند در طبقات پایین انحراف افراد برچسب نمی‌خورد و عادی جلوه داده می‌شود در حالی که انحراف افراد در طبقات بالاتر برچسب خورده و این انگ باعث بروز کج‌روی بیشتر آن‌ها شده و بنابراین فرد از جامعه دوری کرده و تنها به کسانی می‌پیوند که مشابه خود برچسب خورده‌اند و این باعث بزه بیشتر فرد می‌شود.

 

تئوری خرده فرهنگ بزه کاری آلبرت کوهن

وی معتقد است عامل مهم کژ رفتاری جوانان در طبقات پائین جامعه میل به ارتقای اجتماعی و فقدان ضوابط لازم برای ارتقاء است. کوهن نظریه مرتن مبنی بر  ساخت اجتماعی را پذیرفته است. او معتقد است که آن‌چه جوان را به سوی خرده فرهنگ بزهکاری سوق می‌دهد مشکل کسب پایگاه اجتماعی است که در اصل ارزش‌های جامعه بهنجار آن را برای جوان پدید می‌آورد. وقتی جامعه انتظارات واحدی از جوانانی دارد که توانایی‌های آن‌ها برای پاسخ یکسان نیست، آن‌هایی‌ که توانایی پاسخ را دارند درست رفتار می‌کنند و کسانی که آن معیارها را مانع ارتقاء خود می‌بینند کژرفتار می‌شوند. بنابراین این خرده فرهنگ گروه است که به افراد امکان فعالیت‌های بزهکارانه و غیرقانونی را می‌دهد.

 

تئوری معاشرت‌های ترجیحی ساترلند

رفتار انحرافی مثل سایر رفتارهای اجتماعی از طریق هم‌نشینی پیوسته با دیگران آموخته می‌شوند. ساترلند معتقد است رفتار انحرافی ریشة روانشناختی ارثی ندارد. بنابراین هرکس در طول حیات خود از طریق پیوستگی و ارتباط با دیگران انگیزه‌ها، گرایش‌ها و ارزش‌هایی را می‌آموزد که جهت خاص این یادگیری به سوی اطاعت از قوانین و یا در جهت سرپیچی از آن، بستگی به آن دارد که فرد از چه کسی می‌آموزد. به نظر ساترلند جرم زمانی رخ می‌دهد که موقعیت مناسب آن برای عامل رفتار فراهم شود.

تئوری ساترلند مبتنی بر این اصل است که همه افراد به گونه‌ای یکنواخت تحت تأثیر فرهنگ محیط اطراف قرار داشته و با آن مطابقت دارند مگر آن‌که الگوهای معارض فرهنگ محیط او را دگرگون سازند. با تأکید به نظریه ساترلند و توجه به سایر نظریه‌های جامعه شناختی می‌توانیم این‌گونه بیان نماییم:

1. هرچه نظارت در محیط اجتماعی کمتر باشد امکان تماس و معاشرت با دوستان هنجارشکن بیشتر و در نتیجه فرد متون انحراف را آموخته و کج‌رو خواهد شد.

2. هرچه قدر اختلاف در روابط خانوادگی زیاد باشد احتمال این‌که فرد کج‌رو گردد بیشتر است.

3. نوجوانان خانواده‌های از هم‌گسیخته به میزان بیشتری کج‌روی اجتماعی دارند.

4. اگر در جریان اجتماعی شدن فرد به ضدّیت با قوانین و هنجارهای مسلط به جامعه تشویق شود احتمال این‌که مرتکب کج‌روی ( اعتیاد )گردد زیاد است.

 

تأثیر عامل خانواده و گروه دوستان بر اعتیاد با استفاده از تئوری ساترلند

ساترلند معتقد است برای این‌که شخص بتواند بزهکار گردد باید بزهکاری را یاد بگیرد و این یادگیری در نتیجه کنش‌های متقابل اجتماعی در فرآیند اجتماعی شدن است. که در این راستا گروه دوستان و خانواده نقش مهمی دارند. اگر فرد با افراد هم‌نوا پیوند ضعیفی داشته باشد احتمال بزهکار شدن او بیشتر است. هم‌چنین اگر در جریان اجتماعی شدن، محیط زندگی فرد نامناسب باشد در چنین شرایطی فرد دچار سرگردانی می‌شود و عدم ارضای نیازها به همراهی عدم نظارت دقیق خانواده او را به سوی گروه‌های بزهکار سوق می‌دهد.

 

عدم نظارت اجتماعی و اعتیاد

خانواده‌های که نظارت اجتماعی کمتری بر رفتار و امور زندگی و تحصیلی فرزندان خویش دارند در واقع موجب می‌گردند که فرزند مطابق هنجارهای اجتماعی جامعه‌پذیر نگردد. پرورش شخصیت فرزندان، انتقال مواریث فرهنگی و مذهبی و جامعه پذیری از وظایف خانواده است. در واقع خط سیر رفتار فرزندان به وسیله والدین تعیین می‌شود و خانواده هنجارهای جامعه را به اعضایش انتقال و آن‌ها را با فرهنگ اجتماعی خویش مأنوس می‌گرداند. کنترل و نظارت اجتماعی ابزار مهمی در تثبیت هنجارهای اجتماعی محسوب می‌گردد و می‌تواند مانع بروز و پیداش هرگونه انحراف شود. نظارت ناکافی والدین موجب ارتباط نزدیک با دوستان ناباب و کج‌رو شده و فنون انحراف را یاد می‌گیرد. در واقع هرچه فرد با فضای آلوده‌تر تماس بیشتری داشته باشد و از طرف دوستان ناباب به ضدیت با قوانین مسلط بر جامعه تشویق شود در یادگیری رفتار همنوایان در پیروی از کج‌روهای جامعه به هنجارشکنی می‌پردازد و معتاد می‌گردد.

 

از هم گسیختگی، ستیزه و اختلاف والدین و اعتیاد

روابط والدین با یکدیگر و رفتار آن‌ها با فرزندان پایه‌های اصلی و اولیه یک خانواده را تشکیل می‌دهد. نوع و کیفیت این روابط می‌تواند در استحکام و بقای خانواده و تزلزل آن مؤثر باشد. نوجوان از مشاهده این‌که والدین آن‌ها از روابط هماهنگ و توأم با سازگاری برخوردارند علاوه بر احساس مسرّت الگوی عملی می‌گیرد و نیز درسی واقعی می‌آموزد که با دیگران چگونه روابط مسالمت آمیز و مناسب برقرار نمایند. وقتی ساختار خانواده به شکلی است که برای اعضای آن ایجاد امنیت نمی‌کند والدین و فرزندان را از خانواده فراری می‌دهد و کسی که از خانواده فراری شد ممکن است اسیر گروه‌های منحرف اجتماعی گردد. اختلاف و عدم سازگاری والدین با همدیگر و با فرزند نتیجه‌ای جز فقر عاطفی و کمبود محبت و یا بی‌تفاوتی و بی‌توجهی نخواهد داشت که این عامل منجر به هنجارشکنی فرزند خواهد شد.

 

پیشنهادهایی جهت پیشگیری از انحراف اجتماعی (اعتیاد)

1. پرهیز والدین از مشاجره و ستیزه با یکدیگر، آموزش والدین مبنی بر داشتن روابط صمیمانه با یکدیگر.

2. عدم پرخاشگری والدین‌ با فرزندان، آموزش والدین مبنی بر داشتن روابط صمیمانه با یکدیگر.

3. افزایش سطح سواد والدین و آشنا نمودن آنان با اصول تعلیم و تربیت.

4. پر نمودن و غنی سازی اوقات فراغت سالم.

5. آگاهی دادن به نوجوانان پیرامون معضلات انحراف و عواقب آن و آموزش معاشرت صحیح با همسالان.

6. بازخواست رفتار فرزندان در صورت انجام عمل خلاف با راهنمایی و ایجاد رفتار مسالمت آمیز.

7. بر قراری ارتباط بیشتر والدین با مدرسه از طریق شرکت در جلسات انجمن اولیاء و مربیان.

8. مراقبت در معاشرت‌های فرزندان و نظارت بر نوع دوستان و وضعیت دوستان.

9. توجه به مسائل و ارزش‌های اعتقادی و مذهبی و تقویت آن در فرزندان.

10. رسیدگی والدین به مشکلات مالی، روحی و جسمی و نیز تأمین نیازهای مادی و معنوی فرزند.

 

 

منابع

1. هراد. براین، جامعه شناسی و مددکاری: ترجمه دکتر فرجاد- انتشارات بدر 1362.

2. سخاوت. جعفر، جامعه شناسی انحرافات اجتماعی. انتشارات پیام نور- چاپ اول1374.

3. کوئن. بروس، مبانی جامعه شناسی- ترجمه دکتر توسلی- فاضل. رضا- انتشارات سمت چاپ هفتم 1375.

4. ستوده. هدایت‌ا...، مقدمه‌ای بر آسیب شناسی اجتماعی- انتشارات آوای نور- چاپ دوم 1375.

5. فرجاد. محمد حسین، آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات .انتشارات بدر. چاپ هفتم 1375.

 

تهیه و تنظیم: زهرا محمودی تهرانی: کارشناس مددکاری اجتماعی