پرستار امروز

بانک و مرجع مقالات فارسی

فرسودگی شغلی
ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۳ 

مقدمه

در جهان امروز، توانمندی، قدرت اقتصادی و رفاه هر کشوری در گرو استفاده بهینه از امکانات، منابع و نیروی انسانی آن کشور است. در نتیجه هر چه نیروی کار شایسته‌تر و کارآمدتر باشد، پیشرفت و توفیق آن کشور در عرصه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی بیشتر خواهد بود. کارآمدی هر فرد به عوامل گوناگون مانند استعداد، هوش، انگیزش، کیفیت ماشین و ابزار کار مورد استفاده، آموزش و تخصص مورد نیاز، شرایط محیط کار، ملاحظات خستگی‌زدایی و... بستگی دارد. پس در این راستا باید شیوه‌های خستگی‌زدایی را شناخت تا با راهکارهای مناسب بتوان از فرسودگی شغلی و خستگی بیشتر پیش‌گیری کرد و در صورت بروز، این عارضه را درمان نمود.

خستگی ناشی از کار مداوم و یکنواخت با استراحت از بین می‌رود، اما نشانه‌های بیماری فرسودگی شغلی متعدد است.

فرسودگی شغلی، عبارت است از خستگی جسمی، هیجانی و ذهنی که به دلیل فشار مداوم و مکرر هیجانی ناشی از برخورد با مراجعان به وجود می‌آید. شخص از محیط کار و کاری که انجام می‌دهد زده می‌شود و هیچ گونه علاقه‌ای به آن ندارد.

تحقیقات متخصصان نشان داده است که حدوداً 40% از افراد فرسودگی شغلی را تجربه می‌کنند. ماسلیچ و جکسون اولین کسانی بودند که مفهوم فرسودگی شغلی را در سال 1970 تعریف کردند. ماسلیچ پرسشنامه‌ای را به عنوان ابزار استانداردی برای سنجش فرسودگی شغلی تدوین نموده است.

جهت مطالعه متن کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


عوارض و اثرات فرسودگی شغلی

بر اساس نظریه ماسلیچ، فرسودگی شغلی سندرمی است که در پاسخ به فشار روانی مزمن به وجود می‌آید و شامل 3 جزء می‌باشد:

1. خستگی یا ازمحلال عاطفی: تنش دائم، احساس این‌که در سطح روانی چیزی ندارد که ارائه دهد.

2. مسخ شخصیت یا از خود بیگانگی: با دیگران چه در محیط کار و چه در محیط خارج  رفتار سردی دارد و سعی می‌کند که از آن‌ها دوری کند و گاهی مواقع نیز رفتارهای خصمانه از خود نشان می‌دهد.

3. کاهش میل به تحقق یافتن شخصیت: احساس بی‌کفایتی، عدم اعتماد به نفس، کاهش علاقه نسبت به موفق شدن در کارها، احساس بی‌ارزش بودن، نداشتن دلیل کافی و یا آینده‌نگری برای کار.

 

مراحل و مسیر تحولی فرسودگی شغلی

گولیسنرک (1992) سندرم فرسودگی شغلی را در چهار مرحله تعریف کرد:

1. انتظارات زیاد و کمال‌گرایی: در این مرحله شخص مشتاق و متعهد می‌باشد و انرژی زاید و نگرش مثبت را به نمایش می‌گذارد. با شور و شعف خاصی کار خود را شروع می‌کند. زودتر سر کار حاضر می‌شود و دیرتر هم محیط کار را ترک می‌کند.

2. بدبینی و عدم رضایت شغلی: فرد ناامید و بی‌حوصله می‌باشد و علائم فیزیکی و روانی استرس را نشان می‌دهد.

3. کناره‌گیری و منزوی شدن: علائم جسمی و روانی استرس شدیدتر می‌شود، هدف‌های شغلی تغییر می‌کنند، نگرش‌ها و رفتارهای فرد تغییر می‌کند.

4. کناره‌گیری غیر قابل برگشت و از دست دادن علاقه: علائم جسمی و روانی استرس شدیدتر از مراحل قبلی می‌باشد، اعتماد به نفس پایین، غیبت‌های طولانی، بدبینی، منفی‌بافی کامل در این مرحله مشاهده می‌شود. هم‌چنین فرد با مراجعان، همکاران و مدیران درگیر و در منزل با همسر و فرزندان خود برخوردهای مکرر دارد.

 

عوامل زمینه‌ساز و مرتبط با فرسودگی شغلی

1. عوامل فردی: سن، جنسیت، تعداد فرزندان، تحصیلات، تجارب، سبک کنار آمدن، تیپ‌های شخصیتی نوع A، شخصیت‌های مضطرب و تیپ وسواسی و افرادی که زود سر کار می‌روند، دیر از سر کار برمی‌گردند، در حین غذا خوردن مشغول کار هستند، کارها را به منزل می‌برند، به ندرت به مرخصی یا تعطیلات می‌روند، وقت را برای همسر و فرزندان جیره‌بندی می‌کنند، عادات خوابیدن و غذا خوردن آن‌ها بی‌نظم است، توانایی نه گفتن در برابر کارها ندارند، بیشتر در معرض ابتلا به این سندرم می‌باشند.

2. عوامل سازمانی: وقتی فرد احساس می‌کند تلاش‌های او در کار بی‌فایده است، ناآشنا بودن افراد با اهداف سازمان، شیوه‌های رهبری و مدیریت سخت و غیر قابل انعطاف بودن قوانین، مقررات و آیین‌نامه‌های سازمان، ناسالم بودن شبکه‌های ارتباطی در سازمان، بی‌توجهی مدیریت سازمان به امور کارکنان (رفاهی، درمانی و تفریحی)، عدم بهره‌گیری از همه توان و استعدادهای بالقوه افراد در انجام دادن وظایف شغلی، ناراضی بودن افراد از سازمان یا از شغل خود، فقدان امکانات لازم برای رشد و ترقی و ارتقای افراد در سازمان، واگذاری مسؤولیت‌های بیش از ظرفیت افراد به آنان، ناهماهنگ بودن میزان پرداخت حقوق و مزایا با میزان کاری که انتظار می‌رود افراد در سازمان انجام دهند، نامناسب بودن نظام ارزیابی عملکرد شغلی افراد و جایگزین شدن رابطه به جای ضابطه در سازمان، فقدان امکانات آموزشی برای کارکنان سازمان، عدم به کارگیری روش‌های علمی برای آزمایش و انتخاب افراد و واگذاری تصدی مشاغل به افراد غیر واجد شرایط، محیط شغلی پر سر و صدا یا غم‌افزا، ساعت‌ها و شیفت‌های نامناسب کاری.

 

اقدامات درمانی

با ارائه کمک‌های مناسب زیر فرد می‌تواند از فرسودگی جسمی و روانی رهایی یابد:

1. تغییر طرز فکر نسبت به کار و زندگی، خوش‌بینی و استفاده از خودگویی‌هایی مثبت به خود و دیگران.

2. شناسایی محرومیت‌ها و پرهیز از انجام کارهایی که فرد توان ذهنی‌وجسمی لازم برای آن‌ها را ندارد.

3. پرداختن به تفریحات و سرگرمی‌های سالم از قبیل شعر همراه با موسیقی، مسافرت، پیاده‌روی، استخر، کوهنوردی، شرکت در جشنواره‌ها، رفتن به پارک.

4. توجه جدی به رفاه جسمی و روانی از قبیل تغذیه مناسب، ورزش و استراحت، روش‌های ایجاد آرامش.

5. توزیع کارها و کمک گرفتن از دیگران.

6. شناخت و قبول توانایی‌ها و ناتوانایی‌های خود.

7. پذیرش واقعیت و رها کردن آرمان و آرزوهای ناممکن.

8. توسعه روابط دوستانه و صمیمانه با دیگران.

9. اتکاء به نفس و عدم انتظار زیاد از تأییدهای بیرونی.

10. باز بودن و انعطاف‌پذیری در پذیرش دیدگاه‌های دیگران.

11. پرورش حس شوخ‌طبعی و خندیدن.

12. شناسایی علائم اولیه فرسودگی شغلی و انجام دادن سریع فرایندهای درمان.

13. در صورت حل نشدن مشکل، استفاده از خدمات روانشناسی و مشاوره تخصصی.

 

 

تهیه و تنظیم: مریم خورشیدی کارشناس پرستاری